
موضوع «عشق» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. عشق یک نوع بیماری است یک بیماری فوق جنونهر که گوید یا حسین ع بر او سرایت می کند ...
ادامه مطلب
ققط با تو این عمر میگذرد.... اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «ققط با تو این عمر میگذرد....» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کشتن نداردگوزن پیری که شاخهاش گیر کرده میانِ انبوهِ شاخهها.... برای قصه گفتن؛ بهانه نداشت مادر بزرگ رفتنِ تو را بهانه کردماندنِ مرا، قصه! ...... عشقچه به...
ادامه مطلب
می دانی؟از خستگی دستهایمان نیستکه به هم نمی رسیممن و توصبوری را خوب یاد گرفته ایمآنقدر که این فاصله های نفس گیر هم دیگرتکانمان نمی دهند..ما دایره ی مرگ را بارها دور زده ایمهر دو خوب می دانیمکه این زخم های مشترکچه بر سر آسمان آرزوهایمان آورد..شاید هیچکس نداند اما منمی دانم که حسرت آغوش یک زنبا خوابهای هر شب یک مرد چه می کند..حریم تنهایی جای خود امابیا پایمان را کمیفقط کمیاز گلیم اش درازتر کنیممی دانم..دیگر نیازی به اعتراف های شبانه نیست امامی نویسم تا باز هم بدانی..در خرابه های آخرین ایستگاه دلتنگیناباورانه منهنوزهنوزهنوزعاشق تو ام......
ادامه مطلب
گاه دلم میگیرد ... گاه زندگی سخت میشود...گاه تنها "تنهایی" آرامش میآورد...گاه گذشته اذیتم میکند...گاه هوایت دیوانه ام میکند...این "گاه ها" ..گه گاهی تمام روز و شب من میشوند...آنوقت بغض راه گلویم را میگیرد!درست مثل همین روز ها... .......
ادامه مطلب
هَدَر نکن گلولههایت را !کشتن نداردگوزن پیری که شاخهاش گیر کرده میانِ انبوهِ شاخهها....برای قصه گفتن؛ بهانه نداشت مادر بزرگرفتنِ تو را بهانه کردماندنِ مرا، قصه!......عشقچه به ناگهان بیاید، چه به آهستهگیفرقی نمیکندتو را به تمامی در بر خواهد گرفتمثل خیس شدن:چه در باران باشد، چه در مِه!.....چه از تو دورم کردهاند کلمات!کاش جای اینهمه شعرفقط نوشته بودم:دوستت دارم!.....مرسی که هستیو هستی را رنگ میآمیزیهیچ چیز از تو نمیخواهمفقط باشفقط بخندفقط راه برو...نه،راه نرومیترسم پلک بزنمدیگر نباشی... ......خندههای توکودکیام را به من میبخشدو ...
ادامه مطلب